خرید بک لینک

همه هست آرزویم که ببینم از تو روییچه زیان تو را که من هم برسم به آرزوییبه کسی جمال خود را ننموده ای و بینمهمه جا به هر زبانی بود از تو گفت وگوییغم و درد و رنج و محنت، همه مستعد قتلمتو ببر سر از تن من، ببر از میانه گوییبه راه تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویمشده ام ز ناله نالی، شده ام ز مویه موییهمه خوشدل این که مطرب بزند به تار چنگیمن از آن خوشم که چنگی بزنم به تار موییچه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی؟چه شود که کام جوید ز لب تو کامجویی؟شود این که از ترحم دمی ای سحاب رحمتمن خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی؟بشکست اگر دل من به فدای چشم مستتسر خم می سلامت شکند اگر سبوییهمه موسم تفرج به چمن روند و صحراتو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویینه به باغ راه دهندم که گلی به کام بویمنه دماغ این که از گل شنوم به کام بویینه وطن پرستی از من به وطن نموده یارینه ز من کسی به غربت بنموده جست وجوییبنموده تیره روزم، ستم سیاه چشمیبنموده مو سپیدم، صنم سپیدروییفصیح الزمان شیرازی رضوانی؛

برچسب: نویسنده: کارن شجاعی تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 3:17

صفحه بندی